
امروز قصد دارم موضوعی كه در يكي از نوشته هاي قبلی مطرح شده بود را بيشتر باز كنم.
موضوع صحبتمون آيه 40 سوره نور است: " كسی كه خدا برايش نوری قرار نداده، نوری نخواهد داشت "
مساله اينجاست كه: مگر خداوند نورش را براي همه انسانها قرار نداده و همه را از فيض آن بهره مند نساخته، چرا كه خداوند همه انسانها را با محبت و عشق خود آفريده و آنها را از نعماتش سيراب مي سازد. پس چگونه است كه خداوند فرموده، عده ای را از نور خود محروم می كنم؟

اگر به آيات قبل از اين آيه نگاه كنيم، خداوند در آنجا فرموده ‹‹ الله نور السماوات و الارض ›› آيه 35، خدا روشنی بخش و نوردهنده به همه چيز است... بخوبی می دانيم كه اگر نور در جايی نباشد آنجا تاريك خواهد بود و خدا را هر جا نيابيم آنجا را تاريكی فراگرفته است. لذا بخاطر همين است كه كافران و مشركان دلی تاريك و قلبی خاموش دارند.
خداوند بعد از بيان اين فراز از آيه، مثالهايی می زند تا به حقيقت مساله واقف شويم: يكي از مثالها اينگونه است: " مَثَل كسی كه از مسير هدايت الهی خارج می شود همچون كسی است كه در دريايی عميق قرار گرفته و موج بالاي موج روی او قرار می گيرند و بالاتر از آن امواج نيز ابر تاريكی روی آنها را می پوشاند (ظلمات اندر ظلمات)، بطوری كه اگر دست خود را بيرون بياورد تا به آن نگاه كند، دست خود را نخواهد ديد (با اينكه در دستش جلوی چشمش قرار دارد) "
كه بعد از ذكر اين مثال می فرمايند: اين كوری بخاطر اين است كه ما نورمان را از او دور ساخته ايم. قرآن بعد از اين به مساله مهمي اشاره می فرمايد كه علت اصلي نابينايی انسان است:
" آيا نديدی كه هرچه و هركه در آسمان و زمين است، حتی پرندگان بال گشوده در آسمان، همگی به تسبيح و ياد خدا مشغولند و دعا و نماز و ذكر خود را بلدند ..... "." خدا شب و روز را بر يكديگر مي گرداند تا صاحبان بصيرت و بينايي در آنها بنگرند و عبرت بگيرند"

آری، اگر كسی چشم از حقايق عالم هستی فروبندد، و كوری را بر بينايی ترجيح دهد، سزای ناشكری اش را خواهد ديد كه همان كوری ابدی است، چرا كه اينها خودشان، بينايی را نخواسته اند و از چشم و قلبی كه خداوند براي درك به آنها بخشيده است، هيچ استفاده ای نكرده اند، جز ناسپاسی.
حالا می توان فهميد چه چيزی باعث مي شود كه اينان از مسير نور و هدايت الهی محروم شوند، در جاي ديگری خداوند می فرمايد:" عاقبتِ كسانی كه اعمال بد و ناشايست انجام می دهند و آيات و احكام خدا را مسخره می كنند اين است كه در نهايت به تكذيب و دروغ خواندن نشانه های خدا دچار می شوند" 10 سوره روم كه اين مرحله ديگر پايان كار است و همان كوری و تاريكی.
اميدوارم توانسته باشم گوشه ای از حقيقت بی نهايت كتاب خدا را بنمايانم كه قطعاً كلام حقير بسيار ناقص و ناچيز است، مگر انچه كه از كلام خدا در آن وجود دارد.
عزيزاني كه مي خواهند بيشتر در اين مورد بدانند حتماً آيات35 به بعد سوره نور را بخوانند.
خدايا ! مرا بخودم وامگذار كه پستی و ناپاكی را بر زيبايی و عظمت ترجيح دهم....
(سوره ها و شماره آیه های مورد استفاده در ادامه مطلب آمده )
**************************
ثم کان عاقبة الذين اساؤ السوآء اَن كذبو بآيات الله و كانو بها يستهزؤن - آيه ۱۰ سوره مباركه روم
الله نور السماوات و الارض، مثل نوره كمشكاة فيها مصباح، المصباح في الزجاجة، الزجاجة كانها كوكب دري يوقد من شجرة مباركة زيتونة، لا شرقية و لا غربية، يكادزيتها يضيء و لو لم تمسسه نار، نور علي نور، يهدي الله لنوره من يشاء، ويضرب الله الامثال للناس و الله بكل شيء عليم - ۳۵ سوره مباركه نور
او كظلمات في بحر لجي يغشاه موج من فوقه موج، من فوقه سحاب، ظلمات بعضها فوق بعض، اذا اخرج يده لم يكد يراها، و من لم يجعل الله له نورا فما له من نور - آيه ۴۰ سوره مباركه نور
الم تر ان الله يسبح له من في السماوات و الارض و الطير صافات، كل قد علم صلاته و تسبيحه، والله عليم بما يفعلون - آيه ۴۱ سوره مباركه نور
يقلب الله اليل و النهار، ان في ذالك لعبرة لاولي الابصار - آيه ۴۴ سوره نور



